رویا پردازی 
فرض کنید که قرار است سه آرزوی شما برآورده شود...
چه آرزوهایی خواهیدداشت؟  
هیجان بیشتر؟ماجراجویی بیشتر؟ آزادی بیشتر؟
پول بیشتر؟زمان بیشتر؟
تفریح بیشتر؟
تنها محدودیتی که برای آنچه می توانیم در زندگی داشته باشیم وجود دارد،محدودیت قوه تصور ماست. همه افراد کامیاب از یک رویا شروع می کنند.
از دانشمندی که کشف پزشکی کرده و جان میلیون ها نفر را نجات می دهد گرفته تا ورزشکاری که بر موانع غلبه کرده و رکورد جهانی را می شکند.
اولین نفری را تصور کنید که به آسمان شب خیره شد و رویای فرود بر کره ماه را در سر پروراند. رویایی که او در آن زمان، فراسوی غیر ممکن بود. ولی بالاخره محقق شد زیرا کسی جرأت کرد که این رویا را در سر بپروراند. زندگی پیمودن راهی نیست که دیگران پیش روی مانهاده باشند. زندگی یعنی پیشگام بودن در کوره راههایی که زندگی خود خواستۀ ما را می سازند.
رویا پردازی ما را از بند تردید ها و شک ها، پیشداوری منفی، تجربیات قبلی و توقع از دیگران آزاد کرده و حقیقت آنچه را در زندگی می خواهیم به مامی نمایاند. ظرفیت ما برای کسب و دستیابی، محدودیتی ندارد البته اگر جرأت کرده و رویاهای بزرگ داشته باشیم.
وقت گذاشته و فکر کنید چه چیزی شما و آنهایی را که دوستشان دارید واقعاً شاد خواهد کرد.
 این شش سوال ساده را از خود بپرسید:
1.    می خواهم چه شخصیتی بشوم؟
2.    می خواهم چه کاری انجام بدهم؟
3.    می خواهم چه چیزی را ببخشم؟
4.    می خواهم چه چیزی را داشته باشم؟
5.    می خواهم وقتم را چگونه صرف کنم؟
6.    می خواهم وقتم را با چه افرادی بگذرانم؟
وقتی پاسخ این سوال ها را بیابید، قدرت شگفت انگیزی برآینده خود خواهید داشت. هرقدر که برای تصمیم گیری در مورد نحوۀزندگی خود وقت صرف کنید، وقتتان به هدر نرفته زیرا آنگاه که بدانید چه چیزی برای شما مهمترین است، کوه ها را جابجا می کنید تا آنرا به دست بیاورید. رویاهای ملال آور در ذهن خود پرورش ندهید زیرا منجر به کارهای بزرگ و شاهکار های شگفت انگیز نمی شوند.فکر کنید واکنش شما به وقایع حساس چگونه است. بیندیشید که چگونه از اهداف دلخواه خود جلو می زنید. به فواصلی فکر کنید که برای حفاظت از خانواده و دوستان خود خواهید پیمود. هرچه هیجان بیشتری داشته باشید،انرژی بیشتری برای تحقق رویاهایتان ایجاد خواهید کرد. خیلی ها در دنیای ملال آور سیاه و سفید زندگی می کنند. خیلی ها اجازه می دهند که شک وتردید، رویاهایشان را نابود کنند. ولی شما نه.
در دنیایی زندگی کنیددرخشان، فکر کنید با رنگهای شاد و روشن و زنده. اگر رویای فرستادن فرزندانتان به بهترین مدرسه ها را دارید، آنها را تصور کنید که ازدروازه های مدرسه گذشته و در کلاس ها شرکت می کنند و احساس افتخار خود را هنگام فارغ التحصیلی آنها در میان هم کلاسیهایشان تصور کنید. اگر رویای داشتن یک خودرو نو را دارید، رنگش را تصور کنید، صدای موتورش را تصور کنید، بوی چرم نوی صندلی هایش را تصور کنید. مسافرتهایی را که با آن خواهید رفت و ماجراجویی هایی را که از آن لذت خواهید برد تصور کنید. اگر رویای کمک به دیگران را دارید، تصور کنید که چه تفاوتی در زندگی آنها ایجاد خواهد کرد.
اگر رویای خانه جدیدی را دارید، در تصورات خود با تک تک اتاقهایش سر بزنید و حس کنید که با پای برهنه روی کف چوبی قدم می زنید و انگشتان پایتان را در پرز نرم فرش اتاقها فرو می برید. رنگ دیوارها را تصور کنید، جزئیات اسباب و اثاثیه خانه را تصور کنید. منظره بیرون را از پنجره اتاقها تماشا کنید. اگر رویای جهانگردی دارید، به مناظر، صدا ها ومزه هایی که در طول سفر تجربه خواهید کرد فکر کنید. الان زمان به زنجیر کشیدن قوه تخیل نیست،
قوی تخیل خود را آزاد کنید و بگذارید که پرواز کند و اوج بگیرد.
اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان ابزاری برای رسیدن به رویاهایتان انتخاب کرده اید،انتخابتان عالیست. سفر پرماجرایی در مسیر آینده ای که تصور کرده اید خواهید داشت. بی شک در راه رسیدن به جایی که می خواهید بروید و البته شایستگیش را دارید،با موانعی مواجه خواهید شد. هرچه باشد، اینجا سیاره واقعیات است.
دانستن چرایی یا دلیل کاری که انجام می دهید بسیارمهمتر از چگونگی انجام آن است.
وقتی بدانید برای چه کار می کنید، هر چه در طول مسیر پیش بیاید، شور و اشتیاقتان شما را به پیش خواهد راند.
بعضی ها، چیزها را همانطور که هست می بینند و می پرسند«چرا؟»
من چیزهایی را که هرگز نبوده اند تصور می کنم ومی پرسم «چرا که نه؟
هدف گذاری کنید 
حالا زمانش رسیده که رویاهایتان را به اهداف تبدیل کنید.
رویاپردازی، قوه خیال ما را افروخته و اشتیاق ما را شعله ور می نماید ولی اهداف، مقاصد یا نشان هایی هستند که پیش از تعیین مسیر سفر خود باید آنها را مشخص کنیم. اگر بدانید که باید روی چه چیزی کار بکنید، انرژی هایتان در جهت درست متمرکز شده و شما را در مسیر صحیح نگه می دارد.مقصود از هدف، رساندن شماست از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید. بنابراین اهداف باید واقع گرایانه باشند. منظورم فراموش کردن رویاهایتان نیست، بلکه منظورم تعیین نشانهای متوالی یا مقاصدی است که آنها را قدم به قدم دنبال کنید. توصیه می کنم اولین اهداف خود را برای تا حداکثر یک سال آینده تعیین کنید. وقتی به این اهداف اول نائل شدید، زمان کافی برای تمرکز بر اهداف جدید خواهید داشت.اگر در هنگام کار صبور نیستیدبدانید که یکی از اصلی ترین اشتباهات کار آفرینان و همچنین کاسب کارها، ناشکیبایی است. زمانی که برای اولویت بندی صرف می کنید هرگز به هدر نرفته است. یکی از کلید های موفقیت، داشتن نظم و انضباط در مشخص کردن اهداف است.
 
این هفت اقدام را برای تعیین اهدافتان در 12 ماه آینده انجام دهید.
 
1-    هر هدف را مانند یک مقصد قابل اندازه گیری، تعیین کرده و موعد مقرری هم برای تحقق آن مشخص نمایید. مثلاً«تا 30 مهر سال آینده درآمدم به ماهی 3 میلیون تومان می رسد» یا «تا 30 مهر سال آینده 20 میلیون تومان برای اولین سرمایه گذاری در زمینه املاک پس انداز می کنم.»
 2-    از خودتان بپرسید که «این هدف چه نقش مهمی در رویای نهایی من دارد؟» و هر هدف را به ترتیب اهمیت از (1) (کم) تا (5) (زیاد) اولویت بندی کنید. دقت کنید که اینها، اهداف خودتان باشند نه اهدافی که برای خوش آمد یا تحت تأثیر قرار دادن دیگران مشخص می کنید. این زندگی شماست و شما با زندگی کردن رویاهای دیگران، خوشبخت و خوشحال نخواهید زیست. 
3-    فقط اهدافی را انتخاب کنید که آنها را جزو ممتازترین، دسته بندی کرده اید. اهدافی را که زیر 3، دسته بندی کرده اید مجدداً بررسی نموده و از خود بپرسید «آیا این چیزی است که واقعاً می خواهم؟» 
4-    دقت کنید که: راه فراری برای خود باقی نگذارید؛ مثلاً نگویید «شش ماه، تمام سعی خود را خواهم کرد تا....»
افرادی را که اشتیاق شما را ندارند درگیر رویای خود نکنید؛ مثلاً نگویید«اگر والدینم قبول کنند که بیشتر از بچه ام نگهداری کنند، آن وقت من می توانم...»و باید بتوانید هر هدفی را بدون شرایط به دست بیاورید؛ مثلاً نگویید «اگر رئیسم از ساعات کاریم کم کند....» 
5-    یک هدف یعنی تعهد. هدف، وقتی ارزش دارد که
قول بدهید در زمانی که مشخص کرده اید به آن خواهید رسید. روشن و صریح باشید هرچه هدف شما نامشخص، مبهم و بی مرز نباشد بهتر است.
دقت کنید که بتوانید به دو سوال کلیدی زیر درباره هر هدف، پاسخ دهید:
الف - «در مسیر رسیدن به هدفم، چه چیزی تغییر خواهد کرد؟» 
ب - «این تغییر چه وقتی کامل خواهد شد؟»

 6-    بررسی کنید که اهدافتان سازگار و هماهنگ باشند. از خود بپرسید«آیا می توانم در زمان محدودی که دارم به تک تک اهدافم نائل شوم؟» اگر می بینید که ممکن نیست،هم اکنون، مهمترینها را انتخاب کنید. هرچه تعداد اهدافی که تعیین می کنید بیشتر باشد، احتمال دست یابی به آنها کمتر است.
مثال:اگر از آن دسته افرادی هستید که عادت دارند روی مبل لم بدهند و تلویزیون تماشا کنند و یکی از اهداف شما تمرین دو ماراتن و هدف دیگرتان، دو برابر کردن درآمدتان در سال باشد، زنگ خطر باید در گوشتان به صدا درآید.
هر دو هدف، به پشتکار و فداکاری کامل نیاز دارد.
بهتر است یکی را انتخاب کرده و دیگری را کمی عقب بیندازید. مثلاً هدف کاری را اولویت اول خود قرار داده و دو مارتن را به تعویق بیندازید و اندازه ی آنرا تا حد حفظ شرایط بدنی مناسب، کوچک کنید تا زمانی که بتوانید سه بار در هفته پنج کیلومتر بدوید.
 7-    اهداف خود را در کنار اوضاع فعلیتان بازبینی کنید. دقت کنید که تعیین اهداف بسیار جاه طلبانه می تواند منجر به شکست شما شود مگر اینکه واقعاً متعهد شده باشید. مثلاً اگر تازه ازدواج کرده اید برای رسیدن به رویای خانه ی آزاد از رهن بانکی، اول بدهیهای خود را تسویه کنید.
از خود بپرسید« آیا اهداف من درشرایط کنونی ام، واقع گرایانه هستند؟»اگر اهداف بسیار بلند پروازانه تعیین کنید، خیلی زود سرخورده می شوید. موفقیت، مشوق خوبی است. تعیین اهداف کوچک و دست یابی به آنها بهتر از باد به عقب انداختن و شکست خوردن است. سنگ بزرگ علامت نزدن است. وقتی وضعیتتان تغییر کرد، اهدافتان هم می تواند عوض شوند. وقتی به هر هدف نائل شدید، هدف بعدی را تعیین کنید تا قدم به قدم به رویایتان نزدیک تر شوید.
باور کنید که می توانید این کار را انجام دهید 
 به نقل از هنری فورد:

((چه فکر کنی که می توانی،یا فکر کنی که نمی توانی،در هر دو صورت حق با توست))
به نظر من هم حق با او بود.باور، سوخت محرک بازاریابی شبکه ای است و قدرت و ضعف شما در کارتان با اندازه ی باورتان متناسب است. شما باید:
•    به کسب و کارتان باور داشته باشید.
•    به شرکتی که با آن همکاری می کنید باور داشته باشید.
•    به فرصت کاری و یا محصولاتی که معرفی می کنید باور داشته باشید.
•    و بالاتر از همه... باید به خودتان باور داشته باشید.

 
وقتی به خودتان باور داشته باشید، خود را از بند توقعات و فعالیتهای دیگران آزاد کرده و آماده ی روبه رویی با نوسانات و پیچ و خمهای رشد کسب و کارتان می شوید. عدم اعتماد به نفس، سرعتتان را کم می کند. اگر پیش از شروع، تردیدهای خود را دور بریزید، می توانید سریع تر و روان تر به سوی اهدافتان حرکت کنید.
گفتن «خودت را باور کن»ساده است ولی بسیاری از ما احساس تردید و بی کفایتی را در خود نگه می داریم، پس اول ببینیم شما باورهای خود را چگونه به دست آورده اید. اغلب باورهای شما در زمان نوجوانی شکل گرفته اند–پیامهای ارسال شده توسط والدین یا افراد مؤثر دیگر در زندگی شما از قبیل هم سن و سالان یا آموزگاران شما. همه ما آنقدر خوش بخت نبودیم که در محیطی فرهنگی بزرگ شده باشیم. جایی که اطرافیانمان اهمیت شکل گیری اعتماد به نفس ما را می دانستند. افرادی که ما را بزرگ کرده اند احتمالاً  پیامهای نادرستی به ما داده اند که ناشی از ضعفهای خودشان یا بازتابی از تزلزل درونیشان بوده است.
باقی ما، علیرغم  بهره بردن از حمایت عشقی، احتمالاً درشنیدن یا به خاطر سپردن آنچه می خواستیم، سلیقه ای عمل کرده ایم. به دلایل گوناگون، مثلاً چون یکی از آن بچه باحالهای مدرسه نبودیم، شروع کردیم به چسباندن وصله های منفی به خودمان و قبل از آنکه به خودمان بیاییم، این وصله ها در تار و پود ما فرو رفتند و اثر کردند.
تجربیات گذشته شما هرچه می خواهد باشد، هر وقت که بخواهید می توانید شروع  به پاک کردن لوح خود کنید. شاید زمان ببرد ولی هرقدم مثبت، آنچه را که از دشمن خود گرفته اید نابود می سازد. شما از دشمن خود اینها را گرفته اید: اعتماد به نفس ضعیف و نداشتن حق مسلم برای بهترین بودن و داشتن بهترینها.
قبل از شروع باید بدانید که باورها از درون شما نشأت می گیرند پس مسئولیت احساس قدرت یا ضعف خود را بپذیرید. به عنوان یک بزرگسال، آزادید که خودتان باورهایتان را شکل بدهید. گذشته ی شما هر چه بوده گذشته. اکنون مهار زندگی شما در دستان خودتان است.
 
نود درصد همه ارتباطات، گفتگوی درونی است. پخش مکرر نوار منفی درون ذهنتان فقط عمق شیار منفی بافی را در مغز شما بیشتر کرده و توانایی شما را برای دستیابی به اهدافتان نابود میکند. باید نوارهای مثبت هم در ذهنتان پخش کنید.
 بانوشتن فهرستی ازصفتهای عالی خودشروع کنید
مهربانی، همدردی، بینش، صداقت، هوش یاخلاقیت به زمینه هایی توجه کنید که در آنها بهترهستید. فکر کنید که چه والد،  همسر، پسریا دختر، یا دوست مهربانی هستید به اراده، انرژی و تمرکزی فکر کنید که شما را به این نقطه در زندگیتان رسانده است و به همه کارهای خوبی که انجام داده اید. به آغاز سفر کنید و ببینید در زندگی تا کجاها پیش رفته اید.
 انتقاد ها را پالایش کنید اگر انتقاد وارد بود از کسی که این لطف را به شما کرده تشکر نمایید (حتی اگر در لحظه انتقاد دلتان می خواهد گوینده را دو دستی خفه کنید!) و آنرا فرصتی برای رشد خود در نظر بگیرید مثلاً فرض کنید به شمامی گویند خیلی تنبل و نمی توانید در بازاریابی شبکه ای موفق بشوید. اول تأمل کنید. شاید مشکل شما تنبلی نباشد.
تنبلها، کسب و کار خودشان را راه اندازی نمی کنند یا برای تغییر زندگیشان، هدف تعیین نمی نمایند. شاید به خاطر این باشد که فشار زیاد مسئولیت ها و مشکلات حل نشده، انرژی شما را تحلیل برده است. در این حالتیک قدم به عقب برگشته و ببینید چه چیزی در زندگی برای شما مهم است و چه چیزی را باید رها کنید.
شما، خطاها و لغزشهایتان نیستید. آنها فقط نشانه هستند. تنها افرادی که همیشه کارشان درست است آنهایی هستند که هرگز کار جدیدی انجام نمی دهند و بازی بی خطر می کنند. چه چیزی از این بدتر؟ لیاقت شما، داشتن زندگی پرهیجان تر و کامیابی بیشتر است حتی اگر در این میان، چیزهایی نیز فدا شوند.  
به یاد داشته باشید که قضاوت دیگران تحت تأثیر شخصیت و تجربیات آنهاست. شما، خودتان هستید: بی نظیر و فوق العاده! شما می توانید هر شخصیتی که می خواهید باشید، هر چه می خواهید داشته باشید و وقتی به خودتان باور داشته باشید، زندگی ای خواهید داشت که فقط در رویاها قابل تصور است.
اگر در جمعی هستید که در آن، احساس نا امنی می کنید، از آنها فاصله گرفته و در عوض به دنبال افرادی مثبت، پر انگیزه و حامی بگردید. اعتماد به نفس خود را با هر بازخورد و تعریف مثبت که دریافت می کنید بالا ببرید. بدی را از خود دور کرده و خوبی را به جان بخرید تا شور و هیجانتان تقویت شود. آنهایی که شما را سهواً یا عمداً آزرده اند ببخشید و به راهتان ادامه دهید.
 یادتان باشد ما افرادی را دوست داریم که ما را دوست داشته باشند پس دیگران را دوست داشته باشید، به احساسات آنها علاقه نشان داده و به زندگیشان توجه کنید در هنگام تعریف کردن، سخاوتمند باشید. خودتان بهترمی دانید که بی تفاوتی، بی اعتنایی و غیبت می تواند چقدر مضر باشد. قبل از دست یابی به اعتماد به نفس، باید شعور و وجدان خود را بیدار کنید.
از همه مهمتر، یاد بگیرید که میان واقعیت و توهم، تفاوت قائل شوید. مغز ما دو طرف دارد: عقلانی و احساسی. طرف احساسی ما واکنش نشان داده و کمکمان می کند که در موفقیتهای خطرناک، بی معطلی کنیم. گاهی وقتی خطر واقعی وجود ندارد، به طرف احساسی مغزی خود اجازه می دهیم که فشار عصبی الکی ایجاد کند.
طرف عقلانی ما، کنشگرا است. از آن برای تصمیم گیری و حل مسائل–بیشتر بر پایه منطق و نه احساسی–استفاده می کنیم. وقتی باورهای خود را زیر سوال می بریم از طرف عقلانی مغز خود استفاده می کنیم. بیاموزید زمانی که تحت فشار قرار می گیرید بین این دو طرف تفاوت قائل شوید. سعی کنید فاصله ای بین مشکل و راه حل بیندازید. زمان، روشن کننده ی خوبی است.
تصمیمی آگاهانه بگیرید که با خودتان همان قدر مهربان باشید که با دیگران هستید وقتتان را به غلتیدن در تجربیات گذشته هدر نداده و در عوض روی شخصیتی که می خواهید بشوید تمرکز کنید. صرفاً به این دلیل که کاری را قبلاً نتوانسته اید انجام بدهید به این معنی نیست که اکنون هم نمی توانید به خودتان بگویید:
«گذشته ها گذشته. باید امروز را غنیمت بشمارم.»
اگر نگاهتان به آینه عقب باشد نمی توانید به پیش برانید.
اگر مشکلات شخصی و جدی دارید، ناامیدنشویدهمه مشکلات شخصی و جدی دارند.
شاید شنیده اید که میکل آنژ، مجسمه بی نظیر داوود را از دل یک تکه سنگ مرمر بیرون کشید. ولی شاید ندانید که او روی یک سنگ دست نخورده کار نکرده بود. دو سنگتراش دیگر روی آن سنگ، کار کرده بودند ولی چون به نظرشان، سنگ به درد بخوری نبود آنرا دور انداخته بودند. به نظرم میکل آنژ نیز مثل ما می دانست:
مهم نیست با چه شروع می کنی؛ مهم، این است که از آنچه داری، چه می سازی
هیچکس،کامل نیست. روی قدرتهای خود تمرکز کرده و هم زمان با ساخت حرفه و زندگیتان، رشد کنید. ضعفها را مشخص کرده و روی آنها کار کنید. تفکر منفی، آنهم بدون نقشه ی مشخص برای بهبود اوضاع، بی فایده و منجر به نابودی است. برای همین به آن فکر گند می گوییم!
 خبر خوب اینکه تقریباً همه بازاریابی شبکه ای که دیده ایم، در راه رسیدن به اهدافشان، رشد فردی چشمگیری را تجربه کرده اند. مهم این است که شما نیت کرده اید به پیش بروید. تغییر زندگی شهامت می خواهد. وقتی نتایج یکی یکی خود را نمایان می کنند، اعتماد به نفس هم پیدا می شود. اول شهامت، بعداً اعتماد به نفس.
خواهید دید که باید قوی باشید زیرا طبیعت بازاریابی شبکه ای چنین است که پیویسته باید خود را درون گود قرار دهیم. ترد شدن، همراه همیشگی این قلمرو است. نمی توانید از تجربه ی خطاها یا شنیدن پاسخ منفی اجتناب کنید ولی با ایمان داشتن به خودتان، می توانید دوران تلخ و شیرین را پشت سر بگذارید.
شکل گیری اعتماد به نفس سالم، فقط مختص شما نیست. خودباوری شما باید به سازمان در حال رشدتان نیز سرایت پیدا کند. وقتی روی خودباوریتان کار می کنیدنه تنها به خودتان کمک می کنیدبلکه مهارتهایی را شکل می دهید که شما را قادر می سازند به دیگران کمک کنید. هرچه قدرت درونی شما بیشتر باشد، چیزهای بیشتری برای ارائه کردن دارید و احتمال اینکه سازمانی متشکل از افراد وفادار و متعهد بسازید بیشتر می شود.

جرا بايد هدف‌ خود را نوشت‌؟ 
اقدام‌ موثر و عملي‌ براي‌ خلق‌ تصاوير ذهني‌، نوشتن‌ آنهاست‌. يعني‌ هر تصويري‌ راجداگانه‌ روي‌ كاغذ نوشته‌ و تشريح‌ كنيد يادتان‌ باشد كه‌ شما معمار زندگي‌ خود هستيدپس‌ نقشه‌ را از آغاز تا پايان‌ روي‌ كاغذ ترسيم‌ كنيد.
هدف‌، مجموعه‌اي‌ از نيازهاست‌.
شما بايد برنامه‌اي‌ دقيق‌ براي‌ خريد ماشين‌، خانه‌، ازدواج‌ و حتي‌ آينده‌ فرزندان‌ خودداشته‌ باشيد اين‌ كار با وجود سادگي‌ از اهميت‌ خاصي‌ برخوردار است‌، نوشتن‌ اهداف‌ درانجام‌ اين‌ تجارت‌ بسيار موثر و ضروري‌ است‌،
 بعضي‌ از دلايل‌ مكتوب‌ بودن‌ اهدافمان‌عبارت‌ است‌ از:
اهداف‌ بايد مكتوب‌ باشد تا بتوانيم‌ طبق‌ آنها، برنامه‌هاي‌ كوتاه‌ مدت‌ و بلند مدت‌ خود راتنظيم‌ كنيم‌.
با نوشتن‌ اهداف‌ به‌ نوعي‌ تعهدمان‌ به‌ اين‌ تجارت و نيز زيرمجموعه‌ هايمان‌ را امضامي‌كنيم‌.
نوشتن‌ اهداف‌ باعث‌ اولويت‌ بندي‌ در كارها خواهد شد.
وقتي‌ اهدافمان‌ را در جايي‌ نگه‌ مي‌داريم‌ كه‌ هميشه‌ جلوي‌ چشمانتان‌ باشد، از اهدافمان‌انرژي‌ مثبت‌ مي‌گيريم‌.
 با پيشرفت‌ كار و رسيدن‌ به‌ اهداف‌، حس‌ خستگي‌ از بين‌ مي‌رود.
تمام‌ داراييهاي‌ امروز ما، جزو آروزها و روياهاي‌ ديروز ما ميباشند، بنابراين‌ با خودتان‌رو راست‌ بوده‌ و اهداف‌ خود را بنويسيد، هر چند آنها خيلي‌ كوچك‌ يا خيلي‌ بزرگ‌ باشند.
برنامه ريزي 
براي موفقيت خود در آينده برنامه ريزي كنيد. بدين ترتيب مي توانيد تجارت خود را كنترل كنيد.
 هدف گذاري
1.    هر ماه براي خود اهداف مشخصي معين كنيد و آن را در تقويم خود يادداشت كنيد. براي مثال بنويسيد كه مي خواهيد چند نفر را به عضويت شرکت  در بياوريد.
2.    معين كنيد درآمد ماهيانه خود را از طريق فروش (توصيه كردن محصولات) و اعضاي جديد (اسپانسر شدن) چقدر مي خواهيد افزايش دهيد. 
3.    براي خودتان گروه تان اهداف واقع گرايانه اي معين كنيد. هميشه گروه‌تان را پيگيري كنيد و برايشان ايجاد انگيزه كنيد.
براي افزايش درآمد از طريق فروش بايد:
•    تعداد كاتالوگ هايي را كه در گردش هستند افزايش دهيد.
•    بانك اسامي مشاور را افزايش دهيد.
•    فهرست اسامي مشتريان را در تقويم تان یا لیست مشتریان احتمالی  تان افزايش دهيد.
•    ارتباطات تان را افزايش دهيد.
•    افراد جديدي را دعوت كنيد به شرکت بپيوندند.

زمان بندي
زماني را كه صرف تجارت خود و دستيابي به اهداف خودتان و گروه تان مي كنيد، در تقويم تان مشخص كنيد و زماني را كه به اين كار اختصاص مي دهيد كنترل كنيد.
برنامه ريزي يعني هدف گذاري ( چه كارهايي انجام دهيم) و زمان بندي ( چه وقت آنها را انجام دهيم).
من می توانم آنرا انجام دهم 

«من می توانم آنرا انجام دهم»، یکی از تحریک کننده ترین عباراتی است که می توانید آن را به کار برید.این شش کلمه قدرت و توان فردی واکنش به وقایع را در شما ایجاد می کند. آنها ندای درونی شکست و غم را خفه می کنند. هر زمان که واقعه ای جدید ایجاد شد، از آنها استفاده کنید:
«اگر ما خیلی سریع رشد کنیم چه می شود؟» - از عهداه اش بر می آییم.
«نظام فن آوری اطلاعات یک چالش است» - می توانم از عهداه اش برآیم
«اگر محمد از اینجا برود چه اتفاقی می افتد؟» - من می توانم همه کارها را انجام دهم.
«چیزهای زیادی هست که باید بیاموزم»- من می توانم.
«این پروژه بزرگی است»- من می توانم انجامش دهم.
جملۀ «من می توانم این کار را انجام دهم» به طور شگفت انگیزی مؤثر است. این جمله در واقع با ذهن ما صحبت کرده و توانایی ها یمان را برای تأثیر گذاشتن بر وقایع تقویت می سازد.
بیش از همه موجب می شود که احساس کنیم همه چیز تحت کنترل ما است. اگر تحت کنترل خود باشیم، احساس مثبت بودن، پر انرژی بودن و مدبر بودن می کنیم. در صورتی که تحت کنترل خود نباشیم احساس ضعف، سستی و بی حالی، و منفی بودن می کنیم و فاقد قوای چاره اندیشی و تدبیر خواهیم بود.
شرکت ها، فقط زمانی قادر به تحول اند که افراد تغییر کنند و از جمله «من می توانم این کار را انجام دهم»، به صورت ماهرانه ای برای تقویت خود استفاده کنند. چند دقیقه ای را به فکر کردن در مورد این موضوع بپردازید که چگونه می توانید از آن در زندگی خود استفاده کنید.
همانطور که جک ولش از شرکت جنرال الکتریک در جمله ای معروف گفت:
 «سرنوشت و آیندۀ خود را به دست گیرید، قبل از اینکه فرد دیگراین کار را بکند.»
اگر یک مدیر یا  رهبر یک تیم هستید، همین فرایند فکر کردن را در درون گروهتان جا بیندازید. زما نی که مشکلات یا تعارضات بالقوه ظاهر می شود، این نگرش را داشته باشید که: 

ما می توانیم از عهدۀ آن برآییم.

 
کارت چرایی؟ 
چرای شما ؟
3 تا از بزرگترین دلایلتان را بنویسید (شخصی، خانوادگی، تجاری) که چرا موفق شدن اینقدر برایتان مهم است. این مسئله موضوعی کم اهمیت، احساساتی و یا لوس و بی مزه نیست. این موضوع کاملاً حیاتی و جدی است. اگر نمی توانید فوراً این کار را انجام دهید، عیبی ندارد قلم و کاغذ را بردارید و آنقدر فکر کنید تا بالاخره پیدایش کنید. خیلی صریح و صادقانه بگویم؛ اگر اینکار را نکنید، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد و شما نیز مثل بسیاری افراد یکی از همین روزها از ادامه کار منصرف می شوید. اگر " چرایی " وجود نداشته باشد، امیدی نیز نخواهد بود
90 درصد از کسانی که برای خود کسب و کاری راه می اندازند، دلایل خود را نمی نویسند، پس اگر شما این کار را انجام دهید، نشانه بسیار بسیار خوبی برای شروع کار است. پس دلایل خود رابنویسید و بهترین آنها را انتخاب کنید. فقط شما می توانید قضاوت کنید که آیا اینها دلایل خوبی برای شروع کار شما هستند یا نه؟ پس ابتدا 3 دلیل اصلی خود را بنویسید ومشخص کنید  بعد  به آنها بیشتر فکر کنید. اگر لازم بود آنقدر تغییر دهید تا در نهایت بگویید: خدایا، متشکرم! خودش است! بالاخره پیدایش کردم! و این تازه یه شروع واقعی است!
 
جواب دادن به سؤالات زیر میتواند به شما برای   یافتن"چرا" کمک کند!   
تجارت جدید همیشه با خطر همراه است.آدم ها به دو دلیل ، دست به خطر می زنند:یکی برای دوری از درد و رنج و دیگری برای کسب شادی و لذت .
•    چه چیز شما را واقعاً هیجان زده می کند ؟
•    چند ساعت در هفته کار می کنید ؟
•    عاشق کدام جنبه از شغلتان هستید ؟
•    از کدام جنبه از شغلتان متنفرید ؟
•    اوقات فراغت خود را چطوری سپری می کنید ؟
•    اگر 2 ماه وقت آزاد و پول کافی داشته باشید ، چکار می کردید ؟
•    دوست دارید با چه جور آدم هایی کار کنید ؟
•    از چه چیزی در زندگیتان واقعاً متنفرید که پول می تواند آنرا برطرف کند ؟
•    اگر یک عالمه پول داشتید کدام مشکل "بزرگ" زندگیتان را حل می کردید؟
•    اگر وقت داشتید هر کاری که می خواستید انجام دهید،چه کاری می کردید؟
•    به غیر از پول در زندگی به دنبال چه چیزی هستید ؟
•    کمک کردن به دیگران برای حل کردن مشکلاتشان چه مفهومی برای شما دارد؟
•    از چه چیزی در زندگیتان واقعاً عصبانی و ناراحت می شوید؟
•    دوست دارید به کسانی که دوستشان دارید چه چیزی تقدیم کنید؟
•    خانواده تا چه اندازه برای شما اهمیت دارد؟
•    متحول کردن زندگی دیگران برای شما چه معنی دارد؟
•    دوست دارید برای افراد مورد علاقه اتان چه کاری انجام دهید؟
•    چه چیزی هست که می خواهید در زندگی خود، هر طور شده به انجام برسانید؟

 
سوخت محرک تیم خود باشید
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
کانال تلگرام مدار ثروت